|
|
|
|
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 21 اردیبهشت1391ساعت 10:1 توسط mostajabi
|
|
||
|
|
|
|
|
سخت ترین دو راهی دو راهی بین فراموش کردن وانتظاره گاهی کامل فراموش می کنی وبعد می بینی باید منتظر می موندی وگاهی آنقدر منتظر می مونی تا وقتی که می فهمی زودتر از اینا باید فراموش می کردی........... |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 11 اردیبهشت1391ساعت 23:7 توسط mostajabi
|
|
||
|
|
|
|
|
گاهی آدم دوس داره بتونه هرچی تو دلش هست یه جا مکتوب کنه .ولی اون جا قطعا اینجا نیست.
هیچ وقت نتونستم اون چیزی که تو دلمه وگاهی یه چیزایی رو دلم سنگینی می کنه رو بنویسم دلم برا شهید مستجابی تنگ شده دلم برا نوشتن تو وبلاگم تنگ شد باید یه جا پیدا کنم برای از درد گفتن.شاید یه چاه....................... پ ن ادامه همین مطلب هم جایی بدی نیست برا............... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 11 اردیبهشت1391ساعت 0:42 توسط mostajabi
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه 5 اردیبهشت1391ساعت 12:25 توسط mostajabi
|
|
||
|
|
|
|
|
یکی از حوادث سال یازدهم هجری پس از وفات خاتم الرسل برگزاری مجلسی در مکانی به نام سقیفه بنی ساعده برای انتخاب جانشین ایشان توسط گروهی ازبه اصطلاح یاران پیامبر بود که در آن زمان یه جای شرکت در مراسم دفن آن حضرت به فکر غصب جانشینی ایشان بودند. از این رو یکی از تبعات این حادثه موضع گیری دختر رسول اکرم "فاطمه صدیقه(س) "بود که سکوت بر این امر را با توجه به حادثه بعدی یعنی غصب فدک برنتافت وبا تمام وجود بر حق غصب شده ی خود تاکید کردوبا خواندن خطبه ای غرا در آن برهه ی زمانی راه را برای آیندگان روشن کرد چرا که این سرزمین تنها یک باغ مادی نبود بلکه وسعت آن به اندازه ی تمام قلمروهای اسلامی بود. فدک وسیله ای شد برای دختر رسول خاتم جهت اعتراض به حق غصب شده ی شیعه درطول تاریخ،اعتراض به منحرف شدن مسر جانشنی پیامبر که هرچقدر زمان سپری می شد این انحراف آشکارتر می نمود. فدک علم اعتراض فاطمه(س)به ناعدالتی رو داشته شده ی آن زمان در حق علی(ع)،جانشین بر حق پیامبر بود. فدک فریاد هل من ناصر زهرا (س)در آن زمان بود. در واقع فدک از دوجهت اهمیت داشت.اول:وسیله ای شد برای احقاق حقوق مادی ومعنوی حضرت زهرا.دوم:غصب این باغ ونادیده گرفتن حق جانشینی پیامبر، در واقع سنگ بنایی شد که در آینده نیز بارهاحقوق این خاندان را پایمال کردند. فدک در واقع دهکده ای آباد با نخل های فراوان متعلق به قوم یهود،در حوالی خیبر بود.که مسلمانان در قرن هفتم هجری پس از فتح خیبردر صدد فتح آنجا بر آمدند،ولی قوم یهود که تاب مقاومت در برابر لشگر اسلام را نداشت صلح کرده و فدک را بدون جنگ به پیامبر تسلیم کردند. از این رو طبق آیه 6سوره حشر"وآیه 38 سوره روم"فدک جزءاموال خالصه ی پیامبر قرار گرفت وایشان بنابر آیات نازل شده از سوی پروردگارفدک را به حضرت زهرا اعطا کردند. اماپس از در گذشت پیامبر در حالی که تنها ده روز از وفات حضرتش گذشته بود با کما بی عدالتی به دستور خلیفه ی جدید فدک را از حضرت گرفتند ونماینده ی آن حضرت را از آنجا اخراج کردند.حضرت زهرا مراتب اعتراض خود را به این اوضاع اعلان کردند ولی ابوبکر با آوردن دلیلی چون" پیامبرا ن از خود ارثی نمیگذارند" ،با وجود توضیحات دختر پیامبر مبنی بر این که فدک ارث نیست بلکه هبه است وتوضیح وتفسیر این آیه واثبات اینکه پیامبران هم ارث گذاشته اند،هرگز حق ایشان را برنگرداند. از این رو زهرای فاطمه برای اولین باربرای خواندن خطبه در مسجد با پهلویی شکسته وتنی مجروح وزخمی در میان جماعتی که چهره به نفاق گشوده اند حضور یافت وچنان خطبه ی غرایی ایراد کردند تا سندی باشد برای حقانیت اهل بیت وسر افکندگی دشمنان تا روز محشر آنچه مسلم اس این است که فدک یک زمین نبود که تنها ارزش مادی داشته باشد،بلکه این زمین اعتراضی بود بر حق نادیده گرفته شده ی خاندان رسول خدا ،چرا که همین افراد اگر می پذیرفتند که فدک حق فاطمه (س)است ،باید از جانشینی پیامبر هم چشم می پوشیدند. از این رو فدک معیاری شد تا در آن دوره وهم در دوران بعد صف پایبندان به رسالت پیامبر از پیمان شکنان وخائنان جدا شود. font |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 25 فروردین1391ساعت 12:13 توسط mostajabi
|
|
||
|
|
|
|
|
سید مرتضی آوینی یه جمله داره "گمنامی تنها برای شهرت پرستان درد آور است وگرنه همه ی اجرها در گمنامی است". گمنامی تنها یک لفظ نیست ،تنها یه شعار نیست گمنامی یعنی اقتدا کردن به مادر سادات یعنی نامی برایت نماند تا دیگران بمانند ،یعنی گذشتن از هرچیزت حتی عزیز ترین چیزی که هر آدم دارد یعنی جان ونام ،گمنامی یعنی مهمان سفره خانم شدن. خیلی از بچه های جنگ می خواستن گمنام باشن ،خیلیا می خواستن هیچ چیزی از این دنیا با خودشون نبرن.حاج آقا حسنی توی همین سفر جنوب روایت می کردمحمد معینی نژاد هرشب دعا می کرد پودر بشه بهش گفتیم چرا این دعا رو می کنی. می گفت پودر بشم که وامدار کسی نباشم پودر بشم که بعد شهادتم با خودم یه متر پارچه هم نبرم پودر بشم که یه وجب از این خاک را نگیرم یه شب یه خمپاره خورد تو سنگرش وبه آرزوش رسید از وقتی که برای اولین بار از دانشگاه با بچه رفتیم جنوب وقرار گذاشتیم از شهدای هویزه یه شهید برا خودمون تعیین کنیم تا امروز سه سال میگذره.شهید ما شد شهید رضا مستجابی کرمانشاهی. خیلی علاقه داشتم راجع بهش اطلاعاتی بدست بیارم امسال که پیگیری کردم ،گفتن از هفتاد وچندتا شهید هویزه پنج نفر هیچ اطلاعاتی راجع بهشون نیست که یکی هم شهید رضا مستجابی است. اصلا فکرشم نمی کردم،شهیدی که هرجا کم آوردم وهرجا از خیلی چیزا بریدم کمکم کرد،هرجا لازم بود باهام بود ،گمنام باشه .شنیدن اینکه گمنامه ،اینکه هیچ وقت حتی نمی تونم یه عکس ازش ببینم برام خیلی سنگین بود.از اون همه شهید رفتم نشستم کنار شهیدی که گمنامه شهیدی که مزار داره ولی بی نشانه . هرچند گمنامی برای آسمانی ها لذت بخشه ولی ما آدم های زمینی نمی فهمیم.ما ادم های زمینی درک نمی کنیم،ما آدم های زمینی فقط لق لقه ی زبانمان است گمنامی. مالکیت آسمان را به نام کسانی نوشتند که به زمین دل نبستند.شهید آوینی مادر همه ی دنیایم فدای گمنامی ات...................
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 16 فروردین1391ساعت 10:34 توسط mostajabi
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در شنبه 20 اسفند1390ساعت 16:33 توسط mostajabi
|
|
||
|
|
|
|
|
شان انسان در ایمان وهجرت وجهاد است
وهجرت مقدمه جهاد فی سبیل الله هجرت ،هجرت از سنگینی هاست وجاذبه هایی که تو را به خاک می چسباند. چکمه هایت را بپوش ،ره توشه ات را بردار و هجرت کن. حضرت امام حسین در کربلا انتظار تو را می کشد. سید مرتضی آوینی پ ن بالاخره زمانش رسید............. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 14 اسفند1390ساعت 19:44 توسط mostajabi
|
|
||
|
|
|
|
|
باتوکل برخدا امروز به 30 نفر رای دادم...........
امیدوارم در مجلس این دوره بهترین آدم ها به لحاظ تقوا وتخصص رای بیارن........... |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 12 اسفند1390ساعت 12:57 توسط mostajabi
|
|
||
|
|
|
|
|
احدی شرعا حق ندارد کور کورانه وبدون تحقیق به کسی رای بدهد.امام خمینی (ره)
پ ن در شرمندگی همین پس که آدم بخواد از بین پنجاه نفر مشتاق دیدار شهدا فقط بیست نفر رو ببره..... مناظره اصولا چیز خوبیه ولی تخریب ها وبی احترامی هایی که صورت می گیره به دور از تقواست...... از این همه کینه بعضی ها در عجبم،قدیم تر ها چیزی بود به نام گذشت برای خدا ،ولی الان .............. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 6 اسفند1390ساعت 23:34 توسط mostajabi
|
|
||